مرد کسی بود که او را نشناختند

مرد کسی است که باید کار کند و همزمان مسولیت تمام اتفاقاتی که برای خانواده اش می افتند را گردن بگیرد، مرد کسی است که باید مراقب همه اعضای خانواده باشد ؛مراقب مادر، پدر ،همسر ،دختر خواهر و برادر و هوای همه را داشته باشد، در شرایط اقتصادی بد پول دربیاورد سپس آن پول را […]

مرد کسی است که باید کار کند و همزمان مسولیت تمام اتفاقاتی که برای خانواده اش می افتند را گردن بگیرد، مرد کسی است که باید مراقب همه اعضای خانواده باشد ؛مراقب مادر، پدر ،همسر ،دختر خواهر و برادر و هوای همه را داشته باشد،
در شرایط اقتصادی بد پول دربیاورد سپس آن پول را به راحتی و گشاده دستی خرج کند وگرنه متهم به خساست میشود
با دشمنان و غارتگران ملتش با هر کسی که نگاه بدی به ناموسش کند بجنگد ،از مرزهایشان دفاع کند، هوای دوستانش را داشته باشد و برای دردهایشان چاره باشد، مرد کسی است که همه به او تکیه می کنند ولی خودش تکیه گاهی ندارد در تنهایی هایش اشک هایش را پاک میکند مبادا کسی ببیند و به او بگوید مرد که گریه نمی کند زشت است تو باید قوی باشی ؛دوباره بلند می شود ،سپس همه آن بغض هایش را در خود سرکوب می کند و با تمام خستگی هایش از نو آغاز میکند
مرد کسی است که همه از او انتظار دارند مرد کسی است که نباید اشتباه رفتار کند و در تمام شلوغی های ذهنش باید هواسش به همه چیز باشد همه چیز را از قبل بداند به خاطر بسپارد و همه چیزرا بفهد و گرنه او را متهم به درک و فهم نداشتن می کنند مرد کسی است که خودش را بارها نادیده گرفت تا قوی بماند و هواسش به توقعات و انتظارات اطرافیانش باشد چون او تنها کسی بود که میشد رویش حساب کرد مرد اگر جایی ضعیف میشد دیگر انچنان رویش حساب نمی کردند و این او را آزار میداد، مرد کسی است که او را نشنیدند نفهمیدند و از او نپرسیدند که چه شده چه چیزی آرامت میکند چرا اکنون ناراحت و یا عصبی هستی و یا چه شده که خسته شدی ؟ تنها او را از دور قضاوت کردند و چون مرد است به او حق ندادند که گاهی هم محکم نباشد
مرد کسی بود که او را نشناختند .